نیاز به کمک هزینه درمان

نیاز به کمک هزینه درمان

لیلا خانم که به دلیل فوت سرپرست به همراه دخترش زهرا به دلیل نداشتن درآمد کافی مجبوره که در منزل مادرش زندگی کند ودرآمد زندگیش را از طریق دست فروشی میگذراند متاسفانه زهرا دختر لیلا خانم از کودکی مبتلا به بیماری تیرویيد بوده وبا فوت پدرش از شدت ناراحتی و گریه های شبانه باعث میشه تیرويیدش پیشرفت کنه و باید مرتب دارو مصرف کنه تا کنترل بشه ولی لیلا خانم چون درآمد کافی نداره و الان هم که در منزل مادرش زندگی میکند تمام درآمدش صرف هزینه های روزمره زندگی میشود و در حال حاضر پزشک ها هم میگویند اگر دارو مصرف نکند مجبور میشود که جراحی شود این نیاز به درمان را ثبت کردم تا شاید بتوانم با کمک شما عزیزان هزینه های ماهانه داروهای دخترمان را تهیه کنیم .

امروز خانمی با تعدادی بسته جوراب و روسری وارد مرکز نیکوکاری شهید جهاندیده (سامانه من کمک میکنم) شد . او از ما درخواست داشت که از وسایلش بخریم . ازاو درمورد درآمدش سوال کردم با ناراحتی جواب داد که آنقدر نیست وبا این همه مشکلات زندگی اصلا کفاف زندگیم را نمیدهد. او میگفت من از اول زندگیم یک روز خوش نداشتم . روزی که با علی (همسرم) ازدواج کردم کار درستی نداشت به بهانه های مختلف که کار نیست ،سرم درد میکند و.... ومن هم تحمل میکردم اولین فرزندم مریم که به دنیا آمد .یک روز دیدم منقلش را آورد از او سوال کردم که اینها چیه جواب داد چیزی نیست برای سردردم استفاده میکنم .من هم باور کردم . بعد از چند سال فرزند دومم به دنیا آمد و اعتیاد علی هر روز بیشتر میشد از تریاک شروع شد که این روزها به شیشه رسیده بود فرزند سومم زهرا هم به دنیا آمد ومن از کارهای همسرم خسته شده بودم .بچه ها دوسش داشتند میگفتند بابامونه منم به خاطر بچه ها تحمل میکردم ولی هروز که سر کار میرفتم بچه ها را به خانم همسایه میسپردم . که مبادا شوهرم بلایی سرشان بیاورند .با این وضعیت وقتی میرسیدم میدیم دم در خونه هروز به یک بهانه شلوغ بود یا وسایل را آتش زده بود یا دعوا کرده بود ،شبها از ترس که شوهرم منو بچه ها را تو خواب نکشه راحت نمیخوابیدم تا صبح چند بار بیدار میشدم واز احوال بچه ها با خبر میشدم .وسایل خونه که هر روز کم میشد میبرد میفروخت یک روز سیمهای برق را از داخل پریز ها برده بود که ما نمیدانستیم و دخترم که رفت برق را روشن کند پرت شد و برق گرفتش خدا رحم کرد که اتفاقی نیافتاد اون قدر رفتارهای خطرناکی داشت که همسایه ها میگفتند وقتی او خانه است بیا بیرون که سر شما بلایی نیاورد خلاصه زندگیم میگذشت با کمک های مردم و دستفروشی که میرفتم یک روز که از سر کار برمیگشتم دیدم درب خانه شلوغ شده مردم جمع شدند وقتی رسیدم و پرسیدم که چه اتفاقی افتاده مردم گفتند شوهرت با گاز خفه شده میگفتند وقتی در حال استفاده از مواد مخدر بوده در و پنجره ها هم به خاطر سردی هوا بسته بودند. و اجاق گاز هم روشن او را گاز گرفته تا مردم با خبر شدند و اورژانس آمده همسرم فوت شده .بعد از فوت همسرم چون خانواده شوهرم هیچ کمکی نمیکردند مجبور شدم با بچه ها ویک ساک لباس چون وسیله ای نداشتم همه وسایلم را شوهرم فروخته بود برای اینکه تنها نباشم به خانه پدرم بروم اونجا مادرم حواسش به دخترهام بود ومن هم با خیال راحت میرفتم سر کار روزها گذشت با کار دست فروشی وکمکهای مردم 2 تا از دخترهایم را عروس کردم الان من موندمو دخترم زهرا با این وضعیت کرونا کار من هم کم شده ودرآمدی ندارم دخترم هم بیمار ونیاز به دارو و چکاپ ماهانه دارد الان با این درآمد کم چند ماهی میشه که آزمایشاتش را نمیتونم انجام بدم و بعضی از داروها را هم نمیتونم کامل بگیرم آخه میترسم که بیماریش عود کند ونیاز به جراحی پیدا کند .آهی کشید وگفت شما را هم ناراحت کردم خدا بزرگ کمکمون میکنه خداحافظی کرد و رفت .

مورد نیاز : 300000 تومان -